[ هَم دَمــَم ]

برای واحد ارائه نوبت رسیده به دانشجو من...

این جلسه برام خیلی مهمه چون یه جورایی کار منم محسوب میشه.

ترم پیش که اولین تجربه م بود به نظرم خیلی خوب تموم شد باید ببینم

این ترم چطور میشه...

زمان دانشجویی، وسواس خودم و استادخان باعث شد یه کار فوق العاده

خوب تحویل بدم که همچنان بعد از چندین سال تو جلسه ای که به عنوان

استاد اون درس شرکت کرده بودم، خانم دکتر دوباره یادآوری کرد که هم

خودش اون زمان خوب بود و حالا هم دانشجویی که باهاش کار کرده و

منمبا نیش تا بناگوش باز که سعی می کردم جمعش کنم گفتم لطف دارین..

خب راستش حساسیتم روی مطالب و نحوه بیان و ظاهر اسلایدها

اینقدر زیاده که یه جورایی نصف پاور دانشجو رو خودم درست میکنم!

این بیماری از استادخان به من و بچه ها سرایت کرد و وقتی براش تعریف

میکنم می خنده میگه میدونم من شماها رو مریض کردم!!!

حالا این وسواس برای پاورپوینت دفاع خیلی شدیدتر بود البته که فکر

می کنم می ارزید به اون حجم از تعریف و تمجید داورها و حضار...

بچه ها هم تا ماه دیگه احتمالا دفاع می کنن و جالبه که مثل من از این

وسواس شاکی هستن ولی خب مهم نتیجه آخر کار دیگه...

+ دلم می خواد تمرکزم روی فردا باشه نه روزهای آبان

+ تاريخ دوشنبه ۱۴۰۱/۰۸/۱۶ساعت 22 نويسنده |