[ هَم دَمــَم ]

اولین تجربه مریض شدن اینجا هم گذشت

همون درد همیشگی و تقریبا ۵روز دوره نقاهت!

روز اول گریه م گرفت

جای خالی مامان و کارهایی که همیشه برام می کرد حس می شد

یه سری مواد خوراکی تموم شده بود و باید میرفتم خرید

دوست نداشتم به بچه ها چیزی بگم و زحمت بهشون بدم

خرید رفتم، آش درست کردم، شیرداغ و فرنی

به خودم دلداری دادم که از پسش برمیام... و تونستم بگذرونم

بچه ها زنگ زدن ... استادخان چک کرد خوب هستم یا نه

اما نگرانی های مامان تمومی نداشت... تازه بدتر هم شده بود

ولی این انتخاب بود و من همچنان بعد شش ماه از انتخاب راضی م

فردا بر می گردم سر کار و زندگیم دیگه...

+ تاريخ یکشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۱۷ساعت 11 نويسنده |


سال ۲۰۲۳ تموم شد...

نیمه اول سال سخت و طاقت فرسا بود

پروسه اپلای کم طاقتم کرده بود، اتفاقات خانوادگی و ترس همیشگی که داشتم! روزهای عجیبی که حتی دلم نمی خواد یادآوری کنم... اینقدر تلخ و سیاه شده بودم که باورم‌ نمیشه اون آدم که اون روزها رو زندگی کرد خودم بوده باشم!

اما هرچقدر نیمه اول تلخ بود، نیمه دوم سال جبران کرد

شروع نیمه دوم با پذیرش و ویزا بود

بعد هم جمع کردن ۲۹سال زندگی و خاطره تو چمدون و پرواز...

اینجا زندگی جدید رو ذره ذره شروع کردم

سال ۲۰۲۳ برای من تو یه کلمه خلاصه میشه «استقلال»

بهای کمی ندادم تا این استقلال رو به دست بیارم اما حالا دارم

با همه اتفاقات پشت سرش، دلشکستگی ها، زمین خوردن ها...

خوشحالم با همه وجودم... راضی م از نقطه ای که بهش رسیدم...

اونقدر که هر لحظه نگاهم به اون بالاست برای تشکر❤️

برای سال ۲۰۲۴ نقشه های زیادی دارم

امروز اولین روز سال بود که به همه آنچه دوست دارم برسم فکرکردم

الویت با تموم کردن مرحله اول پروژه است که احتمالا چندماه فشرده زمان میبره... آزمایش ها و مقاله نوشتن و سابمیت...

تجربه جدیدی در راه و اون هم حضور تو کلاس ها با عنوان TA

من به درآمد و تجربه این اتفاق نیاز دارم و فکرمیکنم اتفاق جالبی

باشه

دکتر جنتلمن می گفت این تحربه اعتماد به نفست رو تو ارتباط با جامعه جدید میسازه، زبان رو تقویت میکنه و حتما اطلاعات جدید از کلاس های درسی کورسی که قرار همراه باشی میگیری...

درآمد این کار میتونه خیالم رو بابت مخارج مرحله بعدی راحت کنه

البته که خرید گوشی و ساعت هوشمند هم حتما تو لیست هست:)

هدف بعدی گرفتن گواهینامه اینجاست چون هم مدرک شناسایی معتبر محسوب میشه و هم انگیزه لازم برای خرید ماشین

عمیقا دلم برای رانندگی تنگ شده...

با اینکه پیاده روی های طولانی اینجا به جوری جای خالی ورزش تو زندگیم رو پر کرده اما بالاخره ماشین لازم دارم و با قوانین جدید باید گواهینامه اینجا رو‌ بگیرم تا اجازه رانندگی داشته باشم.

به هرحال ورزش هم جز روتین هایی که می خوام تو روز داشته باشم

پروژه مرحله بعد که فاز اصلی کارم محسوب میشه رو شروع کنم

باید بیشتر بخونم، برنامه ریزی برای حداقل دوتا کنفرانس داشته باشم، حواسم به لینکدین باشه...

یکی دیگه از کارهای مهم برنامه ریزی برای ویزا والدین

دوست دارم آخر سال ۲۰۲۴ مامان بابا یه سفر بیان اینجا

خود این هدف یعنی تلاش برای درآمد بیشتر و زندگی کامل تر ساختن تا وقتی رسیدن همه امکانات براشون فراهم باشه...

دلم می خواد تو این سال جدید به خودم فرصت شناختن بیشتر آدم ها رو بدم، بدون فضاوت بدون ترس از آسیب و بدون تعصب...

ساختن دوستی های جدید کار راحتی نیست و من می خوام تو این سال تا جایی که میتونم دوستی های امن بسازم ... این تعطیلات نشون داد که شناختم از آدم های اطرافم تو شش ماه گذشته خیلی کامل نبوده... نیاز به زمان بیشتر دارم و البته با معاشرت بیشتر

امیدوارم به برنامه ریزی برای طبیعت گردی با بچه ها

اینجوری هم به شناخت بیشتر از آدم های اطراف رسیدم و هم این شهر زیبا

+ تاريخ دوشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۱۱ساعت 15 نويسنده |


شب کریسمس شده

تعطیلات کوتاه ما هم به همین بهانه شروع شده

دلم می خواست این شبا وسط شهر باشم برای همین با بچه ها

هماهنگ کردیم و رفتیم بیرون...

خداروشکر میکنم بابت محیط و آدم هایی که برام آماده کرد

تعداد دختر تو این گروه خیلی کم بهتر بگم که چندتا بیشتر نیستیم

اما اخلاق و رفتار و شخصیت همه بچه ها اینقدر خوب بوده که من

به عنوان یه دختر تنها هیچوقت نگرانی بابت معاشرت و رفت و آمد

با این آدم ها نداشتم

دیشب که لب آب کنار پل معروف و تو محوطه دورهم نشسته بودیم

هوای خنکی که به صورتمون میخورد و حال خوبی که داشتیم باعث

شد به بچه ها بگم این لحطه ها قطعا از بهترین روزهای زندگی که

تو این مملکت غریب داریم

با اینکه زندگی دانشجویی و محدودیت هاش سختی خودش رو داره

اما با اینحال خیلی بی دغدغه میام رو زمین میشینیم باهم میگیم

می خندیم و کیف میکنیم

بی خیال آینده ای که نمیدونیم چه چیزا برامون داره

مهم همین لحظه هاست که من با تمام وجودم دارم زندگی میکنم

خدایا شکر...

+ تاريخ یکشنبه ۱۴۰۲/۱۰/۰۳ساعت 6 نويسنده |