[ هَم دَمــَم ]

عصر یهویی میگه میخوای عکسش رو نشون بدم؟

میدونم قصد و نیت بدی نداره... همونطور که خودش هم بعد توضیح

داد فقط می خواست مثال "خلایق هرچه لایق" رو بهم نشون بده اما

من واقعا نمی خوام هیچ نشونه ای از اون آدم داشته باشم!

گفتم نه نمی خوام!

بعد با خودم فکر کردم چرا عزیزترین و نزدیک ترین آدم زندگیم اینقدر

راحت احساساتم رو ندید میگیره! چرا لحظه ای با خودش فکر نکرد که

با گفتن این حرف میتونه آرامشم رو بهم بزنه!

خواستم بهش بگم لطفا دیگه خبری از اون آدم به من نده

ولی یادم اومد چندین و چندبار خواستم و انگار نتیجه ای نداشته...

شاید خودم تو تعیین حد و مرزهای زندگیم اشتباه کردم!

+ واقعا نمی دونم اما تنها کاری که میتونم انجام بدم اینکه واکنشی ندم

اجازه ندم همین اندک آرامشم با اینطور رفتارها از بین بره...

من یه بار برای همیشه اون آدم رو بخشیدم و دیگه نمی خوام اثری از

اون تو زندگیم باشه...

کاش آدم های اطرافم درک می کردن!

+ تاريخ سه شنبه ۱۴۰۲/۰۳/۱۶ساعت 21 نويسنده |